دلنوشته های یک جامانده

زندگی نامه سرداران شهید و 51 شهید طایفه کلهر

مناجات های عارفانه شهید چمران

خدايا! هدايتم كن!زيرا مي دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

 

خدايا! هدايتم كن !كه ظلم نكنم،زيرا مي دانم ظلم چه گناه نابخشودني است.

 

خدايا! نگذار دروغ بگويم ،زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

 

خدايا! محتاجم مكن كه به كسي تهمت بزنم ،زيرا تهمت، خيانت ظالمانه اي است.

 

خدايا! ارشادم كم بي انصافي نكنم ،زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.

 

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم ،كه بي احترامي به يك انسان،همانا

كفر خداي بزرگ است.

 

خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده ،تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

 

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه گر ساز ، تا فريب زرق و برق عالم خاكي ،مرا از ياد تو دور كند.

 

خدايا! من كوچكم ، ضعيفم ،ناچيزم ،پركاهي در مقابل طوفانها هستم،به من ديده اي عبرت بين ده ،تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و بدرستي تسبيح كنم.

 

خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته،تو را به عدالتت سوگند مي دهم كه مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي.

 

خدايا! مي خواهم فقيري بي نياز باشم ،كه جاذبه هاي مادي زندگي،مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.

 

خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم ،تا در غوغاي كشمكشهاي پوچ مدفون نشوم.

 

خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي سوزد، قلبم مي جوشد، احساسم شعله مي كشد و بند بند وجودم از شدت درد صيحه مي زند،تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.

 

خسته شده ام ،پير شده ام ،دلشكسته ام ،نااميدم،ديگر آرزويي ندارم،احساس مي كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست ،با همه وداع مي كنم و مي خواهم با خداي  خويش تنها باشم .

 

خدايا! به سوي تو مي آيم از عالم و عالميان مي گريزم،تو مرا در جوار رحمت خود سكني

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1377ساعت 23:24  توسط جامانده  |