دلنوشته های یک جامانده
 
زندگی نامه سرداران شهید و 51 شهید طایفه کلهر
لینک دوستان
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری فندرسک

مردی از پشت سر در آئینه او را نظاره می کرد.

خوشحال شد یعنی زیبایی ام اینقدر خیره کننده است؟؟؟

سرش را چرخاند.

زنی که گویی همسر مرد بود از اتق پرو خارج شد...

و مرد همچنان خیره ایستاده بود.

دخترک خجالت کشید.

وقتی دید چطور ذوق زن را کور کرده است.

بی حجابی



برچسب‌ها: دلنوشته, جامانده, شهدا, بی حجابی
[ جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ] [ 12:59 ] [ جامانده ]

درباره وبلاگ

شاید تقدیر اینطور رقم خورده...
خدا رحمت کنه شهید زین الدین رو که گفته بود بچه ها اگه الان شما ناراحتید چرا زمان صدر اسلام نبودید یه روزی می آد یه عده ای ناله می کنن چرا زمان شما نیستند قدر این دوران رو بدونید...
حالا مصداق دل ماست
غبطه می  خوریم به اون دوران
جاموندیم چه جاموندنی...
اما ناامید نیستیم
شاید خدا برای ما یه دوکوهه دیگه در نظر داره
مگه آوینی نگفت:
دوكوهه، آیا دوست داری كه پادگان یاران امام مهدی نیز باشی؟
پس منتظر باش.
ما هم منتظریم که:
شاید این جمعه بیاید شاید...
در هر صورت جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات، چه جنگ، جنگ نظامی باشد  چه جنگ فرهنگی و چه جنگ سایبری...
WE STAND UP TO THE END
امکانات وب