مردی از پشت سر در آئینه او را نظاره می کرد.
خوشحال شد یعنی زیبایی ام اینقدر خیره کننده است؟؟؟
سرش را چرخاند.
زنی که گویی همسر مرد بود از اتق پرو خارج شد...
و مرد همچنان خیره ایستاده بود.
دخترک خجالت کشید.
وقتی دید چطور ذوق زن را کور کرده است.

برچسبها:
دلنوشته,
جامانده,
شهدا,
بی حجابی