|
دلنوشته های یک جامانده زندگی نامه سرداران شهید و 51 شهید طایفه کلهر
|
|
یکی دیگه از رفیقام رفت کربلا من نرفتم سید مجتبی امسال تو شلمچه کنارم نشست همه داشتن از کربلا رفتنشون می گفتندو من و اونداشتیم حسرت می خوردیم یهو برگشت گفت من و تو امسال با هم میریم گفت من امروز برات کربلای جفتمون رو با هم میگیرم اما اون رفت من نرفتم امروز پیام داد که من دارم میرم حلال کن همه رفتند و من نرفتم نرفـــــــــــــــــــــــــــــــــتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم خوش باشی آقا با زائرات خوش بگذره با مسافرات بین الحرمین قهرم باهات وای وای وای فقط من می دونم چرا دعوتم نمیکنی فقط من می دونم چرا راهم نمی دی کربلا جای آدم حسابی هاست کربلا جای من نیست شما آقای خوبایی و من... من می دونم چرا الان کنار عباس و هاشم نیستم من می دونم... باشه آقا باشه... ------------------------------------------------------------------------------------------------------ بعد نوشت:
دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ست... برچسبها: جامانده, باز هم جامانده [ شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 17:20 ] [ جامانده ]
|
||