دلنوشته های یک جامانده
 
زندگی نامه سرداران شهید و 51 شهید طایفه کلهر
لینک دوستان
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری فندرسک

بسم رب الشهداء و الصدیقین

سلام

لباس تنگ،یقه باز،صورتی بند انداخته و ابروانی آرایش کرده به پسر جلوه ای بخشیده بود تا چشم دختران را مجذوب خود کند.

احساس خرسندی و غرور را می شد از چشمانش خواند.تنها چشمانش خواهرش بود که دلش را لرزاند چشمانی که به زیبایی پسری دیگر خیره مانده بود...

آرایش مردان



برچسب‌ها: دلنوشته, جامانده, غیرت
[ شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ ] [ 23:8 ] [ جامانده ]

درباره وبلاگ

شاید تقدیر اینطور رقم خورده...
خدا رحمت کنه شهید زین الدین رو که گفته بود بچه ها اگه الان شما ناراحتید چرا زمان صدر اسلام نبودید یه روزی می آد یه عده ای ناله می کنن چرا زمان شما نیستند قدر این دوران رو بدونید...
حالا مصداق دل ماست
غبطه می  خوریم به اون دوران
جاموندیم چه جاموندنی...
اما ناامید نیستیم
شاید خدا برای ما یه دوکوهه دیگه در نظر داره
مگه آوینی نگفت:
دوكوهه، آیا دوست داری كه پادگان یاران امام مهدی نیز باشی؟
پس منتظر باش.
ما هم منتظریم که:
شاید این جمعه بیاید شاید...
در هر صورت جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات، چه جنگ، جنگ نظامی باشد  چه جنگ فرهنگی و چه جنگ سایبری...
WE STAND UP TO THE END
امکانات وب