دلنوشته های یک جامانده
 
زندگی نامه سرداران شهید و 51 شهید طایفه کلهر
لینک دوستان
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری فندرسک

بسم رب الشهدا

این روزها حالم خوش نیست ، کلافه ام و نمی دونم چه مرگم شده

خسته ام و نیاز شدید به استراحت و یا به عبارتی دلم اسمون می خواد

مدتهاست ابرها آسمون دلم رو سیاه کرده اند و بی مروتها قصد باریدن هم ندارند

مدتهاست سیاهی ابرها جلوی تابش نور به دلم رو گرفته

خدایا کاری کن و مددی کن تا ترک کردن رویاد بگیرم.

دلم آرامش می خواد دلم میخواد مدتها بخوام بدون مسئولیت و بدون نگرانی مثل ماهی قرمز حوض

که مدتهاست آرام روی اب خوابیده..



برچسب‌ها: کلافه, جامانده
[ یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ] [ 13:6 ] [ جامانده ]

درباره وبلاگ

شاید تقدیر اینطور رقم خورده...
خدا رحمت کنه شهید زین الدین رو که گفته بود بچه ها اگه الان شما ناراحتید چرا زمان صدر اسلام نبودید یه روزی می آد یه عده ای ناله می کنن چرا زمان شما نیستند قدر این دوران رو بدونید...
حالا مصداق دل ماست
غبطه می  خوریم به اون دوران
جاموندیم چه جاموندنی...
اما ناامید نیستیم
شاید خدا برای ما یه دوکوهه دیگه در نظر داره
مگه آوینی نگفت:
دوكوهه، آیا دوست داری كه پادگان یاران امام مهدی نیز باشی؟
پس منتظر باش.
ما هم منتظریم که:
شاید این جمعه بیاید شاید...
در هر صورت جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات، چه جنگ، جنگ نظامی باشد  چه جنگ فرهنگی و چه جنگ سایبری...
WE STAND UP TO THE END
امکانات وب